سه شنبه , ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
خانه --> پژوهش --> معرفی کتاب --> الایمان و الکفر فی الکتاب و السنه

الایمان و الکفر فی الکتاب و السنه

User Rating: 4.7 ( 1 votes)

 

کتاب ایمان و کفر دارای یک مقدمه و ۱۰ جهت است. نویسنده در مقدمه ذکر می کند که بحث از ایمان و کفر یکی از مهمترین بحث های جهان اسلام است. همچنین دشمنان اسلام در طول تاریخ می خواستند مسلمانان را از امت واحده در بیارند و در بین آنها اختلاف ایجاد بکنند و آنها را به فرقه های متعدد تبدیل بکنند. برای همین امروزه نیاز به یک وحدت اسلامی است تا مسلمانان به توحید کلمه برسند و یکی از مسائلی که کمک می کند تا مسلمانان به توحید برسند بحث از ایمان و کفر و محدوده آن است.

بر این اساس آیت الله سبحانی ۱۰ جهت را درباره ایمان و کفر ذکر کردند.

 

 

آیت الله سبحانی در جهت اول، به تعریف ایمان در لغت و اصطلاح پرداختند.

در جهت دوم قول خوارج را رد می کند که می گویند عمل جزء ایمان است در حالی که عمل طبق ایات قران جزو ایمان نیست و ایشان به آیات ۲۷۷ سوره بقره و ۱۱۲ طه و ۹ حجرات و ۱۱۹ توبه و دیگر آیات استدلال می کند که خداوند ایمان را جدای از عمل آورده است. همچنین به روایات فریقین (شیعه و سنی) استدلال می کند که ایمان غیر عمل است و عمل جزو ایمان نیست. در ادامه نویسنده ادله قائلین به این که عمل جزو ایمان است را می آورد و به نقد و بررسی آن می پردازد.

آیت الله سبحانی در جهت سوم به زیادی ایمان و نقصان ایمان می پردازد. نویسنده می آورد از مسائلی که متفرع بر تفسیر ایمان به تصدیق با زبان یا تصدیق با زبان همراه با عمل است ، مساله زیادی و کم شدن ایمان است. اگر ایمان به تصدیق تعریف شود در این صورت قابل کم و زیادی نیست چنانچه جمهور متکلمین بر این قول هستند اما اگر ایمان به تصدیق همراه عمل تعریف شود در این صورت قابل زیادی و نقیصه است. نویسنده می آورد فخر رازی و تفتازانی و اقبوحنیفه و اصحابش و مذهب اشاعره و معتزله بر این است که ایمان کم و زیاد نمی شود. در ادامه نویسنده نظر خودش را بیان می کند که ایمان هم از جهت عقیده و هم از جهت عمل دچار نقصان و زیادی می شود.

نویسنده در جهت چهارم به چیزهایی (توحید، نبوت، معاد و ضروریات دین و غیره) می پردازد که ایمان به آن واجب است و از آیات و روایات ادله می آورد که ایمان به این امور واجب است. همچنین بیان می کند گفتن شهادتین طبق روایات در اسلام شخص کافی است و خون و مالش در امان است.

آیت الله سبحانی در جهت پنجم به بحث تعریف کفر، اسباب کفر و اقسام کفر می پردازد. وی در تعریف کفر در لغت و اصطلاح می نویسد: کفر در لغت به معنای پوشاندن است بخاطر همین به کشاورز و زارع کافر می گویند چون دانه را با خاک می پوشاند چنانچه در آیه ۲ سوره حدید آمده است: (کمثل غیث أعجب الکفار بناته). اما در اصطلاح به معنای عدم ایمان به چیزی که شأنش این است که به آن ایمان داشته باشیم. و این تعریف جامع افراد است یعنی شامل آن چیز هایی است که از شأنش این است به آن ایمان تفصیلی داشته باشیم مثل ایمان به توحید و رسالت پیامبر و معاد. همچنین شامل چیزهایی است که از شأنش این است ایمان اجمالی داشته باشیم مثل ایمان به ضروریات دین مثل وجوب نماز و زکات. محال است کسی ایمان به رسالت داشته باشد ولی ایمان به ضروری دین نداشته باشد چون انکار ضروری دین انکار رسالت است و انکار رسالت انکار ضروری دین است. در ادامه نویسنده چند تا از تعاریف علما را ذکر می کند. همچنین نویسنده در جهت پنجم می آورد: موجبات و اسباب کفر ابتداءا یا بقاءا بر سه قسم است که عبارتنداز: یک: انکار آن چیزی (مثل انکار خداوند و پیامبر (ص) و روز قیامت) که ایمان به آن به صورت تفصیلی واجب است. دو: انکار چیزی که از اسلام است و موجب انکار رسالت می شود اعم از این که ضروری باشد یا نباشد. در ادامه نویسنده روایاتی (مثل: من ارتکب کبیره من الکبائر فزعم أنها حلال، أخرجه ذلک من الإسلام، وعذب أشد العذاب، وإن کان معترفاً أنه أذنب، ومات علیه أخرجه من الإیمان ولم یخرجه من الإسلام، وکان عذابه أهون من عذاب الأول) را می آورد که بیان می کنند منکر چیزی از اسلام موجب کفر است. سه: إنکار چیزی که از ضروریات اسلام (مثل نماز و روزه) است. در ادامه نویسنده به این نکته متذکر می شود که انکار ضروری موجب کفر است مگر زمانی که عذر آن شخص یا جهلش ثابت گردد. نویسنده در این جهت پنجم اقسام کفر را بیان می کند که متکلمین کفر را بر چهار قسم (کفر انکار، کفر جحود، کفر عناد، کفر نفاق) دانستند که عبارتند از: الف: کفر إنکار: کسی که به قلب و زبانش به خدا و رسول کافر شود یا فقط پیامبر (ص) را کافر شود. ب: کفر جحود: کسی که به قلبش به خدا و رسول ایمان داشته باشد و آن دو را تصدیق کند، ولی به زبان آن را اقرار نکند؛ بلکه انکار نماید مثل کفر ابلیس و همان‏گونه که خداوند متعال در آیه ۱۴ سوره نمل می‌فرماید: (وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا)؛ «با آنکه در دل به آن یقین آورده بودند، ولی از روی ستم وبرتری جویی انکارش کردند». ج: کفر عناد: کسی که به دل و زبان اذعان و اقرار کند؛ اما از روی حسادت و عناد، تن بدان ندهد؛ مانند ولید بن مغیره. د: کفر نفاق: یعنی کسی که به زبان اقرار کند، ولی به قلب معتقد نباشد؛ مانند منافق. نویسنده در ادامه می گوید: ایجی و تفتازانی و بعضی از فرقه ها مثل اباضی برای کفر تقسیمات دیگری برای /کفر ذکر کردند. همچنین در بعضی از روایات منقوله از امام علی (ع) کفر پنج قسم است که در واقع آن تقسمات، موارد استعمال کفر در قران است.

آیت الله سبحانی در جهت ششم به بحث تکفیر اهل قبله می پردازد. وی می نویسد هیچ یک از اهل قبله و فرق اسلامی مادامی که شهادتین را می گوید و منکر ضروریات دین نباشد، تکفیر نمی گردد. همچنین می نویسد این تکفیر برخی برخی دیگر را در قرون گذشته و حال بوده است که بعضی از فرق اسلامی بعضی دیگر را تکفیر می کردند در حالی که جمهور متکلمین و فقهاء بر این بود کسی از اهل قبله را تکفیر نمی کردند. در ادامه کلام برخی از بزرگان اهل سنت را نام می برد که احدی از اهل قبله را تکفیر نمی کردند. همچنین اکثر مسائلی (مثل قران مخلوق است یا نه و روئیت خداوند در قیامت و غیره) را که فرق اسلامی همدیگر را تکفیر می کردند مسائل کلامی بود که در عصر پیامبر (ص) نبود. نویسنده می آورد: احادیث زیادی وارد شده که مسلمانی که اقرار به شهادتین می کند تکفیر نمی گردد و به آن احادیث استدلال می شود. مسائلی به شیعه نسبت داده می شود در حالی که دروغ است یا علما در مسائل اجتهادی اختلاف دارند و مجتهد معذور است و با مساله اجتهادی تکفیر نمی شوند. در پایان این جهت نویسنده به نقد و بررسی آن مسائل اجتهادی (مثل عدالت کل صحابه، خلافت خلفا، تقیه، بداء، عصمت ائمه (ع)، علم غیب) می پردازد.

نویسنده در جهت هفتم به مساله فرق بین اسلام و ایمان می پردازد که اسلام در کتاب و سنت به معنای لغوی (تسلیم و دخول در سلم) آن است و غالبا در مقابل شرک استعمال شده است و ایمان غالبا در مقابل کفر استعمال شده است. نویسنده قائل است که اسلام و ایمان از نظر مصداق گاهی متحد هستند و گاهی با هم فرق دارند. اما در قران اسلام در چند مورد استعمال شده است که عبارتنداز: یک: اسلام در مقابل ایمان مثل آیه ۱۴ سوره حجرات دو: تسلیم لسانا و تصدیق قلبا مثل آیه ۶۹ سوره زخرف. در ادامه نویسنده اطلاقات اسلام و ایمان را در روایات برسی کرده است.

آیت الله سبحانی در جهت هشتم به لزوم تحصیل علم در عقاید پرداخت که آیا در ایمان تصدیق لازم است مراد کدام یک از تصدیق قطعی یا ظنی یا تقلیدی است. نویسنده معتقد است در اصول دین اعم از توحید و نبوت و معاد تحصیل علم و قطع شرط است و به آیاتی استدلال می کند همچنین قائل است بین مسائل اصول دین و فروع دین فرق است و در فروع تقلید جایز است. نویسنده در ادامه ادله طرفین قائلین به تقلید و مانعین تقلید را بررسی کرد. همچنین مسائل مربوط به جاهل قاصر را مطرح و به بررسی آن پرداخت.

نویسنده در جهت نهم به مساله دفاع از حقیقت (شیعه) پرداخت و مسائلی را که وهابیت بدون علم به آن فتوا (مثل حرمت ذبیحه شیعه و سب صحابه و غیره) می دهند و به شیعیان افترا می زنند. لذا وی فتوای جبرین وهابی را مطرح کرد و به نقد ان پرداخت نویسنده به مسائل شرک و توحید پرداخت که معیار در توحید و شرک چیست؟ و آیا دعای صالحین عبادت صالحین محسوب می شود؟ آیا پیامبر (ص) و ائمه دارای علم غیب هستند؟ لذا آیت الله سبحانی با استدلال به آیات و کلام علمای شیعه به پاسخ جبرین وهابی پرداخت. همچنین صحابه را در قران و روایات بررسی کرد.

آیت الله سبحانی در جهت دهم به مساله وحدت اسلامی پرداخت و به آیاتی استدلال و استشهاد کرد که وحدت اسلامی امر ضروری بین مسلمانان است و فروعات اختلافی (مثل متعه، تقیه، مسح روی پا و غیره) بین شیعه و اهل سنت از زمان خود خلفا تا به امروز اختلافی است و حتی خود صحابه در آن اختلاف دارند.

 

 

درباره‌ی abdolhosain

abdolhosain

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش دوره ها