یکشنبه , ۳۰ تیر ۱۳۹۸
خانه --> روابط عمومی --> نشست تخصصی « نقد نظریه جواز تعبد به جمیع ادیان و مذاهب (الهی و غیر الهی)» با حضور حجه الاسلام دکتر محمد تقی سبحانی برگزار گردید.

نشست تخصصی « نقد نظریه جواز تعبد به جمیع ادیان و مذاهب (الهی و غیر الهی)» با حضور حجه الاسلام دکتر محمد تقی سبحانی برگزار گردید.

این نشست تخصصی که در مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام قم، توسط مرکز تخصصی مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی مشهد برگزار گردید دکتر محمد تقی سبحانی به بررسی این دیدگاه پرداخت و گفت: یک نظریه ابتدا باید خوب تبیین و روشن گردد تا سپس بتوان آن را نقد نمود که اگر چنین نباشد صاحب آن نظریه پس از نقد می تواند مدعی شود که منظورش چنین نبوده است و در این نظریه هم ابهامات متعددی وجود داشته که باید توسط صاحب آن روشن گردد .

وی افزود: منظور از «جواز» بنا به گفته قائل این نظریه ، وجوب می باشد به همین دلیل در چهارچوب فقه ارائه شده است که اگر شخص به آن عمل کند مدح شده و اگر عمل نکن مستحق ذم می باشد.

مدیر عامل بنیاد فرهنگی امامت گفت: ایشان برای اثبات این نظریه از ادله عقلی و نقلی هر دو استفاده کرده ولی ادله نقلی را صرفاً به عنوان شاهد می آورد همچنین دلیل هر آن چیزی است که قطع و یقین از آن حاصل می شود و منظور از قطع ، قطع اصولی است نه منطقی یعنی هر کس هر آنچه را به شخصه قطعی دانست باید به آن عمل نماید و دلیل نیز همان است که خودش دلیل می داند و لازم نیست که قطع مطابق با واقع باشد زیرا واقع دست نایافتنی است پس وجوب تابع قطع است نه دلیل زیرا دلیل عمومیت دارد در حالی که قطع شخصی است .

استاد حوزه علمیه در جمع دانش پژوهان مرکز مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی مشهد بیان داشت: لازمه پذیرش این نظریه عدم تکفیر دیگران است زیرا علت و مشکل اصلی تکفیر ، انحصار گرایی است یعنی هر کس فقط دین و مذهب خود را حق دانسته و عقاید دیگران را باطل می داند در حالی که این نظریه همه را قبول دارد .

ایشان در ادامه بیان داشتند: پلورالیزم در سه حوزه حقیقت ، معرفت و نجات می باشد که پایگاه هر کدام با دیگری متفاوت می باشد زیرا پایگاه یکی فقه ، یکی فلسفه و یکی فرا الهیات می باشد . پلورالیسم می گوید :

حقیقت مقوله ای پراکنده و خورد شده در بین موجودات مختلف بوده و در یک جا و یک چیز نمی باشد . واقع هر چه می خواهد باشد ، انسان قادر به کسب آن نه در حقایق خارجی و نه در هیچ گزاره ای نمی باشد  این گونه نیست که فقط یک فرقه اهل نجات باشند بلکه همه نجات می یابند .

حال ما از قائل می پرسیم نظریه شما در کدام گونه می گنجد ؟ شما معتقدی که یقینت مطابق واقع می باشد و در عین حال سایرین هم اهل نجات می باشند یا اینکه خودت را هم به واقع رسیده نمی دانی ؟اگر خودت را به یقین رسیده بدانی یعنی سایرین برخطا هستند حال چگونه می توانی قائل به جواز تعبد کسی شوی که یقین داری بر خطاست ؟! مبانی نظریه شما این است که هیچ دلیل مشترکی بین انسانها که قابل استناد باشد وجود ندارد لذا فقط می توانید بگوئید اعتقاد من این است که قطع من در حالی که قطع دارم ، مطابق واقع می باشد.

 

حتما ببینید

شکستی دیگر برای نیروهای سعودی در برابر مقاومت حوثی ها

نیروهای مزدور چند ملیتی سعودی در تلاش هستند مناطق بیشتری را در مهم ترین پایگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *